لین- خیلی از حیوونا دنبالم کردن. سگها، گربهها، پرندهها- مطمئنم یه خرس دنبالم کرده، و واقعاً نمیخوام در موردش حرف بزنم.
نکته این است که من ترس از حمله حیوانات را درک میکنم و با کسانی که چنین تجربهای داشتهاند، همدردی میکنم.
وقتی صحبت از حیوانات میشود، آیا بعضی از ما بیش از حد واکنش نشان میدهیم؟ البته، اما من اهمیتی نمیدهم. در این لحظه، شما وقت ندارید که واقعاً انتخاب کنید، باید کاری انجام دهید.
یک بار، روز امتحان، سر کلاس زیستشناسی دبیرستان بودم. درست قبل از اینکه برگه امتحانی صادر شود، سر و صدایی روی میز نزدیک من بود. میخواستم ببینم چه اتفاقی افتاده و آن را دیدم: یکی از همکلاسیهایم یک مار پیتون را در کیف دستیاش روی میز گذاشت. بلند شدم، بیرون رفتم، دیگر برنگشتم. کوله پشتیام جا ماند و من در امتحان شرکت نکردم.
اوایل سال ۲۰۱۹، وقتی یک پیک در حال تحویل بستهای بود، سگی به سمت او شیرجه زد. پیک وحشتزده روی کاپوت ماشین پرید تا از توله سگ در امان بماند.
وقتی سگش بیرون آمد، صاحبش شروع به دنبال کردن او کرد، اما خیلی زود متوجه مردی شد که روی سقف ماشینش نشسته بود. او چیزی نگفت، اما چهرهاش همه چیز را نشان میداد.
مطمئنم این سگ پسر خوبی است، درست مثل بیشتر سگهای دیگر، اما خودم هم میترسم و ممکن است سوار ماشین شوم. همچنین خوشم میآید که پیکهای آمازون بستهها را تحویل میدهند و با این حال آنها را به مقصد میرسانند.
زمان ارسال: ۱۶ نوامبر ۲۰۲۱